گاه گاهی که دلم میگیرد....
همه ی عالم را               روبه رو ی دل خود میبینم     
من تنها که دگر هیچ ندارم.....     تنهام.........
تنها تر از آن ام که بگم هیچ ندارم.....
شاید این راه به جایی برسد که دگر هیچ نخواهم
من دگر این ضربان را،شاید....
شاید نتوانم که بخواهم دیگر
همه در راه غریبه
همه در راه بر آن اند نگذارند تو باشی
همه جمع اند،ولی        همه هستند اما
هیچ کس فهم ندارد که بفهمد من را
#نویسنده حسین شمسایی پسر عمه ی عزیزم:)
منبع اصلی مطلب : joker
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : گهگداری